![]() |
![]() |
|
| پاتوق هر چی عاشق |
|
سلام دوستان من تازه اومدم در مطالب کمکم کنید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:56 توسط مهسا |
|
|
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:54 توسط مهسا |
|
|
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطرها خط میزنم
از دل تنگه تمومه آدما از شبو روز خدا خط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستارها قیامت میکنم نمیذارم کسی عاشق نباشه ماهو بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای نگفتنی را میشه دید میشه تو سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیدنی ها را شنید قصه جدای ما ادما قصه دوری ماست از خودمون دوری منو تو از لحظه عشق قصه سادگی گمشدمون رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات دوست داشتم با گلای سرخ می اومدم به دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشای سرخ ببینمت گلو پرپر میکنم سر مزارت تاابد بارونیه چشمای یارت رفتی افسوس گل من تو در دل خاک از تو یادگاریه چشمای نمناک پاییزغریب و بی درد اونهمه برگ مگه کم بود؟ گل من رو چراچیدی؟گل من دنیای من بود گلمو ازم گرفتی تک و تنها زیر بارون حالا که نیستی کنارم میذارم سر به بیابون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:53 توسط مهسا |
|
|
خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با آن همه بیگانگی هر شب به من سر می زند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:52 توسط مهسا |
|
|
نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:49 توسط مهسا |
|
|
کاشکی ندونی وقتی که میرم
کاشکی ندونی بی تو میمیرم مرگ قناری دیدن نداره گلی که خشکید چیدن نداره میرم از اینجا وقتی که خوابی من اهل خشکی تو اهل آبی این نامه از دختر کویره وقتی میخونیش که خیلی دیره میرم از اینجا با پای خسته با چشمی گریون قلبی شکسته بغضی هنوزم مونده تو سینه دوری چه سخته قسمت همینه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:47 توسط مهسا |
|
|
از همه پرسیدن عشق چیست....؟؟؟
از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........باز از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت....... کینه. ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت ......... پول وثروت. از پیری پرسیدن عشق چیست؟ گفت............ عمر ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت .......از من خوشبوتر. از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟گفت.......... از من زیباتر . از خورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت .......از من سوزانتر. ... ودر آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟
ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 17:43 توسط مهسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام من مهسا هستم متولد سال 70 رشته ریاضی هستم اهل اصفهانم به وبلاگ خوش آمدید.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 |
|
RSS
|